روی کاناپه ی بنفش کافه ی همیشگی

در پیاده روهای شلوغ انقلاب

شاید جایی نزدیک افق

پشت ویترین، بهت زده 

خیره به قفسه های لبریز از کتاب

شاید جایی میان درختان درهم تنیده ی پارک

که اندوه از چهره شان می بارد

شاید همین چند روز دیگر

که بهار می شود

یاد گرفته ام

که تو را

خودم پیدا کنم!


منبع : هذیانات |58th
برچسب ها : شاید ,شاید جایی